اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

114

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

كنندگان و دسته ها و شاعران دروغگو ، بخش مىكنى چنان كه گردو را ، پس بخدايى سوگند كه دانه را شكافت و جان را آفريد ، دقيقا اين گزارش را بازرسى خواهم كرد و اگر آن را درست يافتم البته خويش را نزد من زبون خواهى يافت پس از زيانكاران مباش ، آنان كه كوشش ايشان در زندگانى دنيا تباه گشته است و خود پندارند كه كارى نيك ميكنند » . پس مصقله به او نوشت : « اما بعد ، نامه امير مؤمنان به من رسيد پس جويا شود و هر گاه درست باشد مرا پس از مجازات با شتاب از كار بر كنار سازد ، و اگر من از روزى كه به كار گماشته شده‌ام تا هنگامى كه نامه امير مؤمنان به من رسيده است ، از حوزه ماموريت خود دينارى يا درهمى يا چيزى جز آن ربوده باشم پس هر برده اى كه دارم آزاد و گناهان ربيعه و مضر بر من است . و بايد بدانى كه از كار بر كنار شدن بر من گواراتر است تا متهم شدن » . چون على نامه او را خواند گفت : ما اظن ابا الفضل الا صادقا ، « ابو الفضل را جز راستگو نپندارم » . و مردى از اصحاب خود را نزديكى از كارمندان خود فرستاد تا او را بشتاب وادارد ، پس او را مورد اهانت قرار داد . پس به او نوشت : اما بعد فانك شتمت رسولى و زجرته و بلغنى انك تبخر و تكثر من الادهان و الوان الطعام و تتكلم على المنبر بكلام - الصديقين و تفعل اذا نزلت افعال المحلين فان يكن ذلك كذلك فنفسك ضررت و ادبى تعرضت ، ويحك ان تقول : العظمة و الكبرياء ردائى من نازعنيهما [ 1 ] سخطت عليه بل ما عليك ان تدهن رفيها فقد امر رسول الله بذلك و ما حملك ان تشهد الناس عليك بخلاف ما تقول ثم على المنبر حيث يكثر عليك الشاهد و يعظم مقت الله لك بل كيف ترجو و انت متهوع فى النعيم جمعته من الأرملة و اليتيم ان يوجب الله لك اجر الصالحين

--> [ 1 ] ن ، نازعنيها .